الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشه‌اى

260

الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)

--> خبر به واسطه احمد و عيسى مىباشد اگرچه دلالت آن بر اينكه در موردى كه جان خود قاتل در خطر بيفتد اقرار واجب نيست واضح است كما اينكه از مرحوم مجلسى در كتاب مرآة العقول نقل‌شده ولى ايشان فرموده : اين معنى خلاف مشهور است چون اختيار ديه يا قصاص با ولى دم است ولى ما مىتوانيم بگوييم بر فرض عدم اشكال در سند ، مشهور سندشان رواياتى است كه قابل جمع با اين روايت و روايت آينده كه از منذر بن جيفر است و در آخر كلام خواهد آمد ، و شهرت فتوايى بر خلاف اين روايت نيست كه بگوييم اصحاب از آن اعراض‌كرده‌اند بلكه اصلًا مسأله را نيافتيم كسى اينطور مطرح كرده باشد . ( و اين دو خبر در كتاب فروع كافى ج 7 ص 276 نيز كه مصدر وسائل است موجود است . ) و در كتب فقهيه تصريح به وجوب اقرار قاتل در اين فرض كه اولياى دم قتل را نمىدانند نيافتم الا در كتاب الجوامع الفقهيه كه كتابهاى عده‌اى از قدما را جمع كرده و يك جلد بزرگ شده در آنجا كتاب نهايه مرحوم شيخ طوسى كه صفحه 366 الجوامع است عبارتى دارند كه دلالت بر وجوب اقرار دارد و عبارت اين است : « يجب على قاتل العمد أن يتوب إلى الله تعالى مما فعله و حد التوبة أن يسلم نفسه إلى أولياء المقتول فاما ان يستقيدوا منه أو يعفوا أو يقبل الدية أو يصالحهم على شىء يرضون عنه ثم يعزم بعد ذلك على أن لايعود إلى مثل ما فعل فى المستقبل و يعتق رقبة و يصوم شهرين متتابعين و يطعم ستين مسكيناً فإذا فعل ذلك كان تائباً . » اين عبارت دلالت بر وجوب اقرار دارد و معلوم است كه دليلش همان روايت صحيح متقدم است و اعتنايى به معارض آن نشده ، شايد براى ضعف سندش باشد . در مقام روايت ديگرى هست ( در وسائل الشيعه ج 15 باب 28 من ابواب وجوب كفارة الجمع بقتل المؤمن ح 4 . ) عن منذر بن جعفر ( جيفر ) عن ابى بكر الحضرمى قال : « قلت لابى عبدالله ( ع ) رجل قتل رجلًا متعمداً . قال جزاؤه جهنم . قال : قلت له هل له توبة ؟ قال نعم يصوم شهرين متتابعين و يطعم ستين مسكيناً و يعتق رقبة و يؤدى ديته . قال : قلت لايقبلون منه الدية . قال يتزوج إليهم ثم يجعلها صلة يصلهم بها . قال : قلت لايقبلون منه و لايزوجونه قال يصره صرراً يرمى بها فى دارهم . » اين روايت از نظر سند بهتر است از روايت حسين بن احمد المنقرى چون راويان آن به غير از منذر بن جيفر موثقند و در كتب رجال ضبط منذر بن جعفر كه در وسائل است نيست و ضبط آن منذر بن جيفر است و تعبير وسائل اصلا در رجال نيست و در ترجمه منذر بن جيفر توثيق صحيحى نيامده است ولى گفته شده كه او داراى كتاب بوده و از مرحوم وحيد بهبهانى نقل‌شده كه فرمود : دايى من او را حسن شمرده ( حسنه خالى ) و اين معنى بعيد نيست خصوصاً كه صفوان بن يحيى كه از اجلا